حمله تروریستی به کنسرت مسکو

بنام خالق یکتا

بار دیگر و اینبار در یک مرکز تجاری و نمایشی در شهر مسکو در کشور روسیه یک عملیات تروریستی به وقوع پیوست.

درست چند روز بعد از انتخاب مجدد ولادیمیر پوتین که برای پنجمین بار عنوان ریاست جمهوری و رهبری روسیه را بر عهده گرفت.

چرا تروریست ها در مبارزه با یک حکومت و کشور بجای حمله به ارتش و پادگان و مقر نظامی به مردم حمله میکنند؟

مخالفت و دشمنی با یک نظام و حکومت چه ارتباطی با مردم عادی دارد؟

مردم عادی چه دفاعی میتوانند از خود داشته باشند؟

اولا تروریست ها بزدل هستند و جرات رویاروئی با نظامیان را ندارند.

دوم میخواهند جو روانی ایجاد کنند که حکومت قدرت تامین امنیت شهروندانش را ندارد.

سوم ایجاد نارضایتی عمومی از حکومت.

چهارم ارسال این پیام برای مردم که اگر با حکومت باشید چنین سرنوشتی دارید.

دو هفته پیش یکی از مقامات آمریکا از طریق سفارتشان در مسکو هشدار میدهد به اطباع آمریکا. سپس برخی از همپیمانان آمریکا هم به شهروندانشان در مسکو هشدار میدهند حتی قید میکنند از حضور در کنسرت ها دوری کنند.

چرا به اطلاع دولت روسیه نرساندند که عملیات تروریستی در حال وقوع است؟

غرب در جریان این اتفاق بوده، ولی تعمدا اطلاع رسانی نکرده.

چرا؟ ساده است. به گواه اسناد و مدارک و مستندات در چند دهه اخیر هیچ گروه تروریستی ( به معنای واقعی کلمه ) وجود ندارد که مرتبط با آمریکا نباشد. چه مستقیم یا غیر مستقیم.

گمانه زنی تحلیلگران و کارشناسان گواه این مطلب است که آمریکا در تلاش هست جنگ بین روسیه و اکراین را به ناتو بکشاند. این یعنی آغاز یک جنگ جهانی

یعنی کشتار ملیونها انسان.

یعنی بمباران اتمی.

یعنی نابودی اقتصاد و معیشت مردم.

یعنی فقر و فلاکت و آوارگی.

یعنی رشد سرمایه کارتل های اسلحه سازی.

و بیان ساده یعنی تسلط بیشتر نظام صهیونیست بر جهان.

اما آیا این اتفاق خواهد افتاد؟

پوتین نقش اصلی را خواهد داشت.

با خویشتنداری میتواند مانع از یک اتفاق بزرگ و ویرانگر باشد.

دعا کنیم که پوتین احساسی برخورد نکند و اسیر و بازیچه آمریکا نشود.

هیچ کس ( بغیر از کارتل های اقتصادی ) از جنگ سود نخواهد برد . چه پیروز میدان جنگ و چه بازنده.

به ظاهر داعش ( داعش خراسان) مسئولیت حادثه را برعهده گرفته.

دولت روسیه نپذیرفته است. چرا؟ هیچ نشانی از روش داعش در در این حادثه خونبار نیست.

اما داعش خراسان یعنی چه؟

پس از شکست داعش در عراق و سوریه ، بخشی از آنها به اروپا ، بخشی به آفریقا ، تعدادی به روسیه و ترکیه و جمهوری آذربایجان فرار کردند.

اما تعدادی هم به آسیای میانه از جمله افغانستان و تاجیکستان مهاجرت کردند.

امارت داعش منطقه افغانستان و تاجیکستان و شرق ایران را بعنوان خراسان میشناسد.

این گروهک در حال جذب نیرو در منطقه هست. تاجیکها و افاغنه بیشترین افرادی هستند که جذب داعش خراسان میشوند.

داعش خطر بالقوه ای هست که به یک خطر بالفعل تبدیل میشود.

خطر در کمین ماست.

دستگاهای اطلاعاتی و امنیتی کشور باید مراقب مهاجرین باشند. ملیونها مهاجر که تعدا زیادی از آنها به راحتی قابلیت پیوستن به داعش و تفکر وهابیت و تکفیری را دارند. مراقب مدارس دینی مذاهب مختلف بویژه در مناطق مرزی باشید. داعش مزدور آمریکا و اسرائیل و وهابیت هست. دشمن بیدار است. ما باید بیدارتر باشیم.

طی یک عملیات گسترده همه مهاجرین غیر مجاز را شناسائی و اخراج کنیم.

افرادی که کمک به انتقال غیرقانونی مهاجرین میکنند را شناسائی و دستگیر کنید.

هر فردی که به اینها کار و یا محل سکونت میدهد سخت مجازات کنید. در هر محله اگر مهاجر غیر قانونی بود باید مسئولین انتظامی و امنیتی پاسخگو باشند.

خطر وجود مهاجرین خطر بسیار بزرگ و ویرانگری است که نمیشود در فضای مجازی بازگو کرد. ایکاش مسئولین برای حفظ کشور به این مطالبه عمومی رسیدگی کنند یا دلایل عدم برخورد با این همه مهاجر غیرقانونی را بیان کنند.

در پایان جا دارد از همه عزیزان مهاجری که به قوانین و مقررات کشور ما احترام میگذارند و حتی در جنگ تحمیلی به ما کمک کردند تشکر کنیم. از لشکر فاطمیون و .. که در مبارزه با داعش به داد عراق و سوریه رسیدند تشکر کنیم.

امید که جهان عاری از تروریس شود.

امید که جنگ و خونریزی در جهان نباشد و آزادی و امنیت و صلح و عدالت برقرار باشد.وسلام ۴ فروردین ص۴۰۳

جان دادن برای جان نگرفتن

بنام والی وجود کریم ذیجود 

دوم اسفند ماه سال ۱۴۰۰ . خبر کوتاه است یک هواپیمای جت F5 در شهر تبریز سقوط کرد و هر دو سرنشین آن کشته شدند و یک نفر در داخل خودرو کشته شد . طبعا ناراحت میشویم از اینکه خبر حواثی که منجر به فوت میشود را میشنویم . اما گاهی نباید به سادگی از کنار خبر گذشت . برخی از این خبرهای به ظاهر ساده درسهایی برای ما دارد . کافیست کمی دقت داشته باشیم .

دو خلبان دیروز میتوانستند در هنگام سقوط ایجکت کنند و با چتر بیرون بپرند و سالم به زمین برسند . کسی نمیتوانست از آنها ایراد بگیرد که چرا جان خود را نجات داده اید ؟ 

اما آنها از این حق قانونی خود استفاده نکردند . چرا؟

چون فاجعه بزرگی به وقوع می پیوست و معلوم نبود چه تعداد از شهروندان عزیز تبریزی در اثر این حادثه جان عزیز خویش را از دست بدهند یا دچار مجروحیت و نقص عضو شوند .

آن دو فرشته تصیمیم گرفتن تا حد امکان هواپیما را کنترل کنند و از برخورد به منطقه مسکونی ممانعت نمایند . و موفق شدند . در نهایت هواپیما کوبیده شد به دیوار یک مدرسه که دو خلبان رشید و ایثارگر میدانستند بخاطر بیماری منحوس کرونا خالیست . اگر چه متاسفانه یک سرنشین خودرو در نزدیکی محل حادثه هم جان خود را از دست داد. 

عمل این دو دلاور نشان داد انسانیت هنوز زنده است .

جالب است بدانید چند وقت پیش همین اتفاق در کشور اکراین افتاد خلبانان ایجکت کردند نتیجه اش کشته شدن تعدادی از مردم شد.

دو جوان رعنای ایرانی ثابت کردند اینجا ایران است .

وقتی حق انتخاب داری که یا جان بده یا جان بگیر تصمیم به زبان ساده است .

تصور کنید دو جوان با هزاران آرزو در اوج آسمان در حال سقوط یعنی مرگ حتمی . کافیست یک دکمه را فشار میدادند . سقف شیشه ای باز میشد و صندلی ها از کابین جدا و پرتاب میشد سپس چترها باز و سلامت پائین می آمدند اما جوان ایرانیست در مکتب مخصوصی بزرگ شده . میداند که همسر و فرزند و بچه منتظرند . ولی با برگشت او این بار خیلی ها بی بازگشت میشوند مهر ابطال بر شناسنامه خیلی ها خواهد خورد . تصمیم سخت است ولی جوان ایرانی همه معادلات را بهم میریزد . تصمیم دو نفره . تصمیم آنی . میمانیم . کنترل میکنیم تا مردم کشته نشوند . خودمان فدای مردم .

جان میدهیم . جان نمیگیریم . مگر نه که ما حافظ آسمان همین مردمیم الان وقت فدا شدنه .

آری سخت است دل بریدن از خانواده .ولی باید تصمیم گرفت . آن دو شهید رعنا بهترین گزینه را انتخاب کردند ایثار و از خود گذشتن .

کار هر کسی نیست .

کار مردان مرد است . کار ایرانی است فرق نمیکند ترک زبان ( آذری ) است یا کرد .بلوچ است یا فارس لر است یا عرب . لک است یا تات . گیلک است یا ترکمن . ایرانیست .

شما کمتر جائی چنین جوانی خواهی یافت .

بوسه میزنم بر پای این دو شهید وطن .

فارغ از هر گرایش و مذهب و آئینی افتخار میکنم چنین بزرگمردانی در کشورم دارم .

تا اینها هستند ایران زنده است . 

تسلیت و تبریک به خانواده این دو شهید سعید و خانواده آن عزیز سرنشین خودرو . البته ایشان هم بیگناه کشته شده و شهید است .

سوم اسفند ۱۴۰۰ : احمد رستمیان خاتونبانی

دلنوشته برای ایران

( ۱ )     ( دلنوشته ای برای ایران )
روز میلاد مولود کعبه است و روز پدر . تبریک به همه پدران عزیز هموطنم . همه آنهائیکه فرزند ایران بوده و هستند . چه ایران کنونی . چه ایران قدیم . گفتم ایران قدیم حتما برای خیلی ها سئوال پیش می آید که  مگر ایران قدیم و جدید داریم ؟ پاسخ مثبت است . 
همین ایران جدید چند قرن است که به چنین نامی شهره است ؟ آیا قبلا هم نامش ایران بوده است ؟ پاسخ : از سال ۱۳۱۳ نام سرزمین ما  به همت آقای سعید نفیسی و محمدعلی فروغی و تقی زاده توسط رضاخان پهلوی  رسما ایران شد و به دول دنیا ابلاغ شد که از نام اای دیگه استفاده نشود . قبل از آن نامش فارسان یا پارسیان و با گویش خارجیها و در مکتوبات لاتین پرشین و پرس و پرسه بود. اما نام ایران در عهد عتیق و عهد هخامنشی و چند قرن بعد از آن هم به این سرزمین اطلاق میشده است .
 گفتیم ایران قدیم . آیا ایران قدیم همین مرزهای کنونی بوده است ؟ جواب : خیر .
 ایران کنونی بخش بسیار کوچک اما پر عظمت ایران قدیم است . در اینجا میخواهیم به همه پدران وطنم ایران تبریک بگوئیم در سرتاسر دنیا ( منظور مهاجرین است ) و ساکنین چه آنهائیکه درون مرزهای کنونی ایران هستند چه آنهائیکه جور زمانه و بی عرضگی بعضی از فرزندان حاکم نالایق در قرون و سده های پیشین و حتی دهه های قبل از دهه پنجاه از وطن اصلی جدا شدند و فراقی سوزناک و ابدی بر دل ایران گذاشتند . 
میخواهم دل بعضی ها بیدار بشه و از خواب غفلت بیدار بشوند بدانند که ایران چی بوده ؟ چه قدرتی داشته ؟ و چه بر سرش آمده؟ 
خیلی ها جه میدانند که تا چند قرن پیش قاره وسیع آسیا دو قدرت بیشتر نداشته ؟ 
ایران و توران ( چین امروزی بازمانده تمدن توران است ) .
آیا میدانید وسعت ایران قدیم از کجا تا به کجا بوده ؟ 
غربش کجا و شرقش کجا ؟
جنوبش کجا و شمالش کجا؟ 
بازگوئی تاریخ و جغرافیا بویژه جغرافیای سیاسی گاها کسل کننده است در اینجا قصد داستان تاریخی نداریم . فقط میخواهیم بدانیم و بدانید که بودیم و چی داشتیم و ما را تا کجا بردند و الان کجا هستیم . 
یک جمله معروفی هست که میگه تاریخ را فاتحان مینویسند اما بخش اعطمی از تمدن و مکتوبات و داشته های ما توسط فاتحین از بین رفته و جالب این است که فاتحان نتوانستند بخشی از افتخارات و توانائی های ما را نادیده بگیرند هرچند کم اما ناگزیر اشاراتی نموده اند. 
برگردیم به بحث اصلی که وسعت ایران قدیم بود. حافظ شاعر گران سنگ ما در رشعات عرفانی خود سمرقند و بخارا را به خال دختر هندو بخشیده . دو شهر مهم اقتصادی آنزمان . در شمال ایران به کجا ؟  دختر هندو در کجا ؟ کشمیر . یعنی کشمیر جزئی از خاک ما بوده . البته این را به مزاح گفتم خواستم بگویم مرز شرقی ایران کجا بوده . مرز شرقی ما کشور هند و کشور چین بوده نگهبانان مرزی ما هر روز دیوار چین را میدیدند و با نگهبانان خاقان چین خوش و بش می کردند. این یعنی چه؟ سخت نیست وقتی مرز شرقی هندوستان و چین باشد پس : کشمیر و بنگلادش و پاکستان و افغانستان ازبکستان و ترکستان ( مغول ها) جز ایران بوده . تا بعد از رحلت پیامبر سرزمین حجاز جزء ساتراپ ( استان ) یمن کنونی بود و یمن استانی از ایران ساسانی . در واقع ابرهه که بعنوان پادشاه یمن نامیده میشود امیر و ساتراپ ( استاندار) ایران در یمن بود. پس کل جنوب خلیج همیشه فارس شامل کشورهای کنونی : حجاز ( عربستان ) کویت، قطر، امارات، بحرین ،عمان و یمن جزء خاک ایران بوده است . دریای سرخ ( احمر )  و خلیج عدن و اقیانوس هند مرز آبی جنوبی ما بوده . این یعنی بخش عطیمی از قطب جنوب که روبروی مرز آبی ما بوده متعلق به ایران میباشد که الان از این نعمت مهم محرومیم . هرچند مقدار کمی از قطب جنوب که مقابل مرز آبی ما در روبروی  دریای عمان به ما تعلق دارد اما متاسفانه هیچ فایده ای از آن نصیبمان نمیشود . فاقد تکنولوژی لازم برای استفاده از منابع طبیعی موجود در قطب جنوب هستیم. عجب باید دست مریزاد گفت به شاهانی که لیاقت اداره ایران ما را نداشتند . جنوب و شرق را مشخص کردیم . بپردازیم به مرز غربی . دریای سیاه و اژه کجاست ؟ دریای خیلی بزرگ مدیترانه که خود یک اقیانوس است کجاست ؟ باور میکنید روزگاری مرز آبی غرب ایران بودند . میدانید توسط داریوش هخامنش کانال سوئز دو دریای سرخ ( احمر ) و مدیترانه را به هم وصل کرد تا ایرانیان مجبور نشوند برای رسیدن به مدیترانه قاره آفریقا را دور بزنند ؟ میدانید که خشایار شاه هخامنشی برای فتح یونان پنج ملیون نفر را از راه دریا و با قایق های بزرگ پاروئی عبور داد از روی دریای سیاه ؟ با امکانات و آذوقه و اسبها و ابزار جنگی . تدارک چنین سپاهی و انتقال از دریا انهم در آن زمان به زبان ساده است. این یعنی ترکیه و سوریه و لبنان و فلسطین و اردن هم بعلاوه جزیره قبرس بخشی از خاک ما بودند . عراق هم که اصلا در مدت زمان زیادی حتی در حکومت ساسانی شهر مداینش پایتخت ایران بوده است .

کسرا و شهر بابل . تاریخ نویسان میگویند در زمان هخامنش انتقال اخبار و اطلاعات به دربار برای آگاهی و تصمیم گیری روش ویژه ای داشته است که هیچ مابه ازائی نداشته و ندارد  . پایتخت هخامنش شهر شیراز ، اگر در مرز غربی اتفاقی می افتاد مثلا ارتش یونان تحرکاتی به قصد حمله داشت با پیک چقدر زمان لازم بود تا دربار شیراز مطلع شود ؟ بلعکس چقدر زمان لازم بود تا دستور دربار از شیراز به مرز غربی در سواحل دریای سیاه برسد؟ فرز کنیم با اسب چاپار و خوشبینانه رفت حدود سه ماه و برگشت هم همین قدر. نتیجه اینکه دشمن حمله میکرد و حکومت محلی تاب نمی آورد و شکست را پذیرا بود . اما شیوه ای ابداع کرده بودند ک ظرف یک روز الی دو روز اتفاق از ساحل دریای سیاه و اژه یا هر نقطه و مرز دیگری به شیراز میرسید . به اعتراف مورخان یونانی ابزار گزارش ایرانیان یک تیکه آئینه یک قطعه سنگ براق و سیقل یافته و ارتفاع کوه ها بود . کاربران کد رمز داشتند . کاربر از ساحل دریای سیاه و از روی ارتفاع به نزدیکترین سنگ سیقلی آئینه را می تاباند کاربر دوم همان تعداد تاباندن را بر سنگ بعدی می تاباند و ادامه داشت تا شیراز . شیراز از روی تعداد تابش میفهمید که مثلا ارتش یونان در تدارک حمله است و تصمیمات لازم اتخاذ میشد . از بحث قدیم در بیائیم و یه سرکی هرچند کوتاه و تیتر وار  به دوره قاجاریه بکشیم  . شاید بدترین اتفاق ممکن در دوره قاجاریه برای تیکه تیکه کردن ایران افتاده است . قصد تائید یا تختئه هیچ حکومتی را نداریم و بر اساس امانتداری و وجدان و انصاف خارج از هر گونه گرایش و حب و بغض مطالب را عرض میکنیم . پس عزیزانی که بر بنده منت میگذارند و محبت میکنند این دلنوشته را میخوانند بدانند که غرض فقط یادآوری گوشه ای از عظمت و بزرگی ایران و یادی از تمدن بزرگ بود نه چیز دیگر . قاجار در بحث حفظ کیان کشور چه کرد؟ به اجبار باید کلاه را به احترام عباس میرزا از سر بردارم شهید راه وطن ( همه آنانی که در راه دفاع از وطن کشته میشوند شهیدند با هر دین . عقیده . گرایش و زبان و قومیت ) . حاصل حفظ کیان کشور در زمان قاجاریه بخاطر قتل گریبایدوف و ضعف حاکمیت دو قرارداد است گلستان و ترکمنچای . در هیچ اثر تاریخی سوای درباریان قاجاری هیچ کجا دیده نمیشود که از این دو قرارداد از کلمه ننگین استفاده نشود . به مرور هرجا قراردادی منعقد میشود که به ضرر یکطرف باشد به قرارداد ترکمنچای مشهور میشود . به گواه مورخان در قرارداد ترکمنچای و گلستان کشورها و جمهوریهای کنونی از ایران جدا شد . اگر مقام مهمتری از روسیه کشته میشد خوب کل ایران میرفت زیر بیرق روسیه و امروز خیلی از ماها موهای قرمزی داشتیم و روسی را مثل بلبل بلغور میکردیم و تجربه چند دهه کمونیست بودن هم به کارنامه ما افزوده میشد مائی که در تمام تاریخ حتی یک روز سابقه مشرکیت یا بت پرستی را نداریم . تنها کشور همیشه یکتاپرست جهانیم .
کشورها و جمهوریهای کنونی که تحت قرارداد ننگین ترکمنچای و گلستان از ایران جدا شدند: الف : کشورها 
 ۱_ جمهوری آذربایجان 
۲_ ارمنستان
۳_ گرجستان ( تفلیس سابقه پایتختی ایران را دارد ) 
۴_ قزاقستان 
۵_ قرقیزستان
۶_ ترکمنستان 
۷_ تاجیکستان 
۸_ ازبکستان 
ب : جمهوریهای خودمختار تحت حاکمیت کنونی روسیه : 
۱_ چچن 
۲_ تاتارستان 
۳_ اینگوش 
۴ _ اوستیا 
به اینها اضافه کنید دریای خزر ( کاسپین . مازنداران . طبرستان ) را که الان فقط بخش جنوبی متعلق به ماست . 
در حکومت پهلوی هم بخش هایی از افغانستان که هنوز بخشی از خاک ایران بود . بخشی از عراق بویژه اروند رود و کشور بحرین که استان چهاردهم ایران بود به تاراج رفت در این موضوعات سلطه انگیس و نفوذش باعث این جدائی ها شد . امروز ما در این جغرافیا که نقشه اش به یک گربه مشهور است زندگی میکنیم با پرچم زیبا و سه رنگمان ( سبز _ سفید _ سرخ ) اما از شیر شیرتر و و از پلنگ پلنگ تریم .
در دوره جمهوری اسلامی با دسیسه و حمایت مالی اطلاعاتی تسلیحاتی و نیروی انسانی ( به روایتی ما از ۲۷ کشور اسیر گرفتیم ) مورد هجوم سخت حکومت تا دندان مسلح بعث عراق به فرماندهی صدام قرار گرفتیم . 
در کشور ما انقلاب اتفاق افتاده بود . گروه های چپ و مارکسیست و کمونیست و چند قومیت به دنبال تجزیه طلبی بودند و جنگ داخلی راه انداخته بودند . از طرفی بسیاری از نیروها و فرماندهان ارتش یا تصفیه شده بودند یا ترک خدمت کرده بودند . نیروی مردمی بنام سپاه پاسداران تشکیل شده بود . شهربانی و ژاندارمری هم که ذاتا و اساسا نه در ایران بلکه در هیچ کشوری نیروی رزمی و جنگی و عملیاتی نیستند و وظیفه آنها حفظ امنیت و آرامش شهرها و راه ها و روستاها و مرزبانی در زمان صلح است . نیروی دیگری با شرح وظایف  شهربانی و ژاندارمری بنام کمیته تشکیل شده بود . بیشتر وقت سپاه و کمیته درگیری با عناصر تجزیه طلب بود در اقصی نقاط کشور .
در چنین اوضاع و احوالی صدام با تمام قوا حمله کرد با قرار

تشکیل حکومت و سخنرانی در تهران بعد از یک هفته . خیلی جالب است با توجه به اوضاعی که شرح دادم برآورد دشمن درست و منطقی بود و ستون پنجم آنها هم کم قدرتی نبود . رئیس جمهور ایران ( بنی صدر فرمانده کل قوا و جاسوس رسمی سازمان سیا آمریکا) سازمان مجاهدین خلق ( منافقین ) که هم کار اطلاعاتی میکرد هم جنگ مسلحانه راه انداخت حاصلش در داخل ۱۷هزار شهید . و سپس به عراق رفت و ضمن کار اطلاعاتی بعنوان پیاده نظام دشمن به روی برادران من و شما که شاید بعضی از شما خود را تافته جدابافته میدانید و آنها را قبول ندارید آتش گشودند در این اوضاع نقش ستون پنجم را هم داشتند . نمیخواهم که نقاط ضعف و قوت جنگ ۸ ساله را بررسی کنم هدف این بود خواننده که علاقه مند به سرگذشت کشورش هست ذره ای از هزاران مشکلاتی که حاکم بر کشور بود را بداند . بداند مردم ایران از همه قوم و زبان و دینی بعنوان ایرانیت چطور با دست واقعا خالی در مقابل همه جهان ایستاد و اوج غرور و افتخار آنجاست که بدانیم و بدانید در یک جنگ تمام عیار جهانی ( جنگ متحدین و متفقین با ایران )  مردان و زنان ایرانی اجازه ندادند که حتی یک وجب از خاک ایران به تاراج برود .  آنهائی که متاسفانه چنین مطالبی را قبول ندارند من مشکلی ندارم آنها را ارجاع میدهم به هزاران کتاب و مقاله و فیلم و مستند و سخنرانی که توسط کعبه آمالشان در اروپا و آمریکا تهیه چاپ و نشر یا بیان شده است .اگر یک ذره انصاف باشد و عرق ایرانی در وجود ما باشد فارق از اینکه مسلمان هستیم یا غیر مسلمان با هر دین و آئین و قومیت و زبانی مثل همه دنیا قدر کسانیکه جان دادند اما خاک ندادند را میدانیم و به بهانه مشکلات معیشتی و بیکاری و اقتصادی و... به قهرمانان وطن از بنیاد ایران تاکنون ( چه آن سربازی که در جنگ یونان کشته شد . چه آن بسیجی که هزینه رفت و آمد به جبهه اش را خودش پرداخت میکرد و حقوقی نداشت ) بی احترامی و جسارت نمیکنیم . میخواستم در ادامه در مورد تلاش آمریکا و داعش و عربستان و ... برای نابودی کشورم مطالبی بنویسم که به فرصتی دیگر موکول مینمایم . با افتخار ایرانیم و آرزویم ایرانی سربلند و مقتدر و مستقل است فارغ از گزند دشمن و بلایای آسمانی و زمین و شیاطین و اجنه . امید که همه آنهائی که به هر نحوی به ایران من ضربه میزنند نابود و روسیاه شوند .
همه جان و تنم فدای ایران وطنم.
۲۶ بهمن ماه ۱۴۰۰
ایران 
احمد رستمیان خاتونبانی

 
  
  
  
  
  

 

گرانی و تورم زائیده سیاست اقتصادی غلط است . در کشور عزیز ما که به لحاظ منابع و به نسبت جمعیت وضعیت بسیار خوبی نسبت به سایر کشورها دارد اما ضعف مدیریت صحیح و عدم توانائی در بهره گیری و بهره وری درست از منابع طبیعی موجود و منابع انسانی متخصص و کاردان باعث گشته که ما تورم و گرانی افسار گسیخته را تجربه کنیم . بی شک به اذعان علمای علم اقتصاد ریشه بسیاری از گرانی ها و تورم سیاست های متولیان امر است و دولتی بودن گرانی و عدم نظارت دقیق دولت . جائیکه وظیفه ذاتی دولت سیاستگذاری و نظارت است خیلی ضعیف است . در موارد زیادی خود دولت عامل گرانیست . اقتصاد ما وابستگی شدیدی به ارز خارجی دارد . عامل گرانی دلار و بی ارزش کردن پول ملی چه کسی بود؟ شما میخواهید یک فعالیت اقتصادی داشته باشید باید هفت خوان رستم را طی کنید تا مجوز بگیرید . برای یک فعالیت تجاری میخواهید زمینی خریداری کنید . برخلاف همه جای دنیا که زمین با کاربری تجاری ارزانتر است اینجا ایران زمین تجاری را بسیار بالاتر عرضه میکنند . شهرداری هم قیمت سرسام آوری بابت مجوز تجاری دریافت میکند . طبیعی است کسی که ملک تجاری دارد رهن و اجاره بسیار گزافی بگیرد . حال شما میخواهید یک کیلو سیب زمینی بخرید در جنوب شهر یک قیمت دارد در حوالی خیابان انقلاب یه قیمت . و هرجه به سمت بالاتر شهر تهران میروید قیمت افزایشی میشود چرا چون قیمت اجاره مغازه ها بسیار بسیار گرانتر میشود . به بنده پاسخ بدهید کسیکه مغازه ای را با ۱۰ ملیارد رهن کرده و ماهی ۵۰۰ ملیون اجاره میدهد ایا سیب زمینی را به قیمت جنوب شهر میفروشد طبیعتا پاسخ منفی است ماهی حدود ۸۰۰ ملیون هزینه کرده چند کارگر هم دارد پول آب و برق و مالیات و ... همه را از جیب بنده و جنابعالی تامین میکند . در مورد سایر کالاها هم همین است . اما همه اینها به کنار اقتصاد و تجارت ما دست دلال هاست . یک کالا گاه تا ۲۰ دست میچرخد تا به دست مصرف کننده میرسد . مالیات بر ارزش افزوده هم خود معزل جدیدی است که دامن اقتصاد بیمار و دولتی ما را گرفته است . شما یه بسته اینترنت هم که میخرید باید ۹ درصد بپردازید . یه بار رفتم یه کوبیده خریدم . آیا غذا هم ارزش افزوده دارد؟ خدا عاقبت ما را به خیر کند . ای کاش ستاد مبارزه با گرانفروشی که دهه ۶۰ وجود داشت و مردمی بود دوباره احیا شود شاید این گرانی و تورم را کنترل کند . کاری ندارم که بانکهای ما نه تنها سودی ندارند بلکه درصد زیادی از وضع موجود حاصل عملکرد غلط آنهاست 

ص ۱ بسمه تعالی  سالها پیش تصمیم گرفتم در زمینه داستان های فولکلوریک ( محلی . سنتی . بومی ) و افسانه

زبان لکی